اصل حق تعیین سرنوشت (قسمت ششم) - وب‌سایت خبری تحلیلی هاوری
×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  دوشنبه - ۳۱ تیر - ۱۳۹۸  
true
true
اصل حق تعیین سرنوشت (قسمت ششم)

علی محمد صالحی

تحولات اصل حق تعیین سرنوشت

به‌ دنبال تدوین منشور ملل متحد و درج اصل حق تعیین سرنوشت در این منشور این سوال پیش آمد که‌ محدوده‌ی اعمال حق تعیین سرنوشت کجاست و این حق کجا اعمال می‌شود؟

در مذاکرات اولیه‌ که‌ در فاصله‌ی میان منشور آتلانتیک در سال ۱۹۴۱ تا مذاکرات سانفراسیسکو در سال ۱۹۴۴ برگزار گردید این دیدگاه وجود داشت که‌ حق تعیین سرنوشت مربوط به‌ سرزمین‌هایی است که‌ در اشغال آلمان‌ها بودند و این حق به‌ مردم تحت اشغال آلمان این اجازه‌ را خواهد داد تا از یوغ اشغال خارج شده‌ و به‌ یک حاکمیت ملی که‌ خود تعیین نموده‌اند،دست یابند.

به‌ عبارت دیگر هر چند اشارات به‌ عمل آمده‌ در منشور به‌ حق تعیین سرنوشت ملت‌ها بسیار کلی بوده‌ و فاقد تعریف و حدود و ثغور است لکن به‌ نظر می‌رسد هدف اولیه‌ مذاکره‌ کنندگان از طرح موضوع اعاده‌ حاکمیت ملی به‌ کشورهای تحت اشغال نازی‌ها و بازگرداندن وضعیت مرزها و حاکمیت کشورها به‌ قبل از اشغال سرزمینشان بود و مستعمرات،چندان مد نظر بانیان این اصل نبود.

اما سرایت این اصل به‌ سرزمین‌های تحت استعمار موجب شد در سال ۱۹۴۵ و در جریان تصویب منشور ملل متحد مخالفت‌هایی با درج حق تعیین سرنوشت در منشور ملل متحد پدیدار گردید تا آنجا که‌ چرچیل نخست وزیر وقت انگلستان مجبور شد به‌ نمایندگان مجلس عوام اطمینان بدهد که‌ دامنه‌ی اصل حق تعیین سرنوشت به‌ سرزمین‌های مستعمره‌ کشیده‌ نخواهد شد،لکن علیرغم چنین ابراز اطمینان‌هایی و با وجود اینکه‌ در منشور ملل متحد به‌ صراحت به‌ حق مردم مستعمرات برای تعیین حق سرنوشت‌شان اشاره‌ نشده‌ بود به‌ دنبال تصویب منشور ملل متحد در سال ۱۹۴۵ و تحولات بعدی در نظریه‌ و همچنین در رویه‌ی سازمان ملل و کشورها تا حدی به‌ این مفهوم معنی بخشید که‌ موضوع اعمال حق مردم برای تعیین سرنوشت‌شان در دو صورت امکان پیدا کرد:برای مردم سرزمین‌های در اشغال بیگانه‌ و مردم سرزمین‌های مستعمره‌،چنانکه‌ در عمل نیز اصل حق تعیین سرنوشت به‌ عنوان مبنای حقوقی برای رهایی مردم سرزمین‌های در اشغال بیگانه‌ و استعمار زدایی مورد استفاده‌ قرار گرفته‌ است و در عمل نیز این حق پذیرفته‌ شد و در قطعنامه‌های گوناگون سازمان ملل متحد نیز بر این موضوع تاکید می‌گردد.(۱)

در نهایت اصل حق تعیین سرنوشت (در قالب یک اصل سیاسی و نه‌ یک قاعده‌ حقوقی) در منشور ملل متحد ماده‌ “۱” (۲) و به‌ عنوان یکی از اهداف ملل متحد گنجانده‌ شد،این اولین باری بود که‌ این اصل در یک معاهده‌ چند جانبه‌ گنجانده‌ می‌شد و به‌ این ترتیب تصویب منشور نقطه‌ عطف مهمی در تاریخ حق تعیین سرنوشت به‌ حساب می‌آید.پس از برداشتن اولین گام در راستای تایید وجود حق تعیین سرنوشت برای مردم،مساله‌ روش‌ها و ابزارهای تحقق و تضمین این حق برای مردم مطرح شد و رفته‌ رفته‌ این اصل استعمار زدایی انعکاس بیشتری پیدا کرد. (۲)

در پایان این بخش سوالی که‌ مطرح می‌شود این است که‌ گروهک‌های تجزیه‌طلبی همچون دمکرات، کومله‌،پان ترکیست‌ها و خلق عرب و … بر اساس چه‌ مبنایی خود را مستحق برخورداری از این حق می‌دانند؟آیا مناطق کرد نشین مستعمره‌ یا تحت اشغال است که‌ این گروهک‌ها مدعی تشکیل کشور مستقل با استناد به‌ حق تعیین سرنوشت باشند؟؟؟!!!

مراجعه‌ به‌ سوابق تاریخی نشان می‌دهد که‌ هیچگاه مناطق کرد نشین ایران از سرزمین مادری جدا نبوده‌اند بلکه‌ بر اساس اسناد موجود این کردستان ترکیه‌،عراق و سوریه‌ است که‌ در برهه‌های مختلف تاریخی از ایران جدا شده‌اند و اگر قرار بر ادعایی باشد این ایران است که‌ مدعی بخش‌های جدا شده‌ است نه‌ گروهک‌های بدون پشتوانه‌ایی چون دمکرات،کومله‌،پان ترکیست،خلق عرب و….

 

…………………………………………………………………………………………….

  • (۱)امیدی،دکتر علی،قبض و بسط مفهومی حق تعیین سرنوشت در حقوق بین‌الملل ۱۳۸۵؛مجله‌ حقوقی،نشریه‌ مرکز امور حقوقی بین‌الملل معاونت حقوقی امور مجلس ریاست جمهوری-شماره‌ سی و پنجم،صص ۲۵۰-۲۲۵
  • (۲)اخوان خرازیان،مهناز،تحول حق تعیین سرنوشت در چارچوب ملل متحد،۱۳۸۶،مجله‌ حقوقی،نشریه‌ مرکز حقوقی بین‌الملل معاونت حقوقی امور مجلس ریاست جمهوری-شماره‌ سی و ششم،صص ۱۴۲-۹۵

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false